|
|
|||||
|
|||||
|
حالا میدونم که انتظار چقدر سختو کشندست عشق من نازنکن بغض ما پایون میگیره یه روزی دست زمونه تورو از من میگیره وقتی تنها با تو بودن واسه من زندگیه تورو دیدن تورو خواستن رو کی از من میگیره عشق من قلب این عاشق با تو آروم میگیره همه ناله های من از اون نگاهت دوریه تورو دیدن تورو خواستن تورو هرجا میبینم بی تو و عشق تو من همیشه تنها میمونم عشق من عاشقتم تکرار هر شبانته همه حرفام به خدا از عشق و از صداقته با تو بودن توی دنیا واسه من نهایته عشق من بیکسی و شب با تو پایون میگیره همه رگهام از حرارت نگات خون میگیره با تو بودن توی دنیا واسه من نهایته تو گمون کردی بری خاطرهاتم میمیره روزای رفته برام رنگ سیاهی میگیره اگه صد بهاره و پاییز واسه تو گریه کنن نمیتونم که تورو همیشه از یاد ببرم من همون عاشقتم تا که چشات بارونیه همه ناله هایه من از اون نگاهت دوریه تورو دیدن توی دنیا واسه من نهایته عشق من بیکسی و شب با تو پایون میگیره همه رگهام از حرارت نگات خون میگیره با تو بودن توی دنیا واسه من نهایته عشق من نازنکن بغض ما پایون میگیره
نوشته شده توسط (¯*-._میثم _.-*¯) در سه شنبه دوازدهم آذر 1387 ساعت 11:10 قبل از ظهر | لینک ثابت |
تو که نیستی غم غربت با منه همیشه یه دنیا حسرت با منه تو که نیستی روزا با شب یکین هر دوشون تاریکنو تاریکین با تو ماه رو همجا میبینم حتی خورشیدو شبا میبینم بی تو این دنیا که تو چنگ منه دیگه چنگی به دلم نمیزنه میدونستی پیش تو گیر دلم میدونستی بری میمیره دلم
ای دل صاحب مرده باز تورو خواب برده پاشو از خواب و ببین دنیا تو آب برده دارم از این همه گریه آب میشم رو سر دنیا دارم خراب میشم خیلی معئوس دلم یه کاری کن داره می پوسه دلم یه کاری کن غم و غصه شده حق دل من به همینا مستحقه دل من دلی که بی تو بتونه دل باشه به خدا بهتر زیر گل باشه میدونستی پیش تو گیر دلم میدونستی بری میمیره دلم دارم از درد غریبی آب میشم رو سر خودم دارم خراب میشم
ای دل صاحب مرده باز تورو خواب برده پاشو از خواب و ببین دنیا تو آب برده
ای دل صاحب مرده باز تورو خواب برده پاشو از خواب و ببین دنیا تو آب برده
دیگه تحمل صبر و دوری رو ندارم خیلی سخته دارم دیوونه میشم
آخه با وجدان چه طور دلت مییاد نمیشه فراموش کرد غیر ممکنه
نوشته شده توسط (¯*-._میثم _.-*¯) در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387 ساعت 0:29 قبل از ظهر | لینک ثابت |
سلام اعظم جون تولدت مبارک امروز عجب روزیه ........................... .... ... ... ... ...
وجود زیبایت وارد به دنیا می شود
خیلی مخلصیم ها ****************
نوشته شده توسط (¯*-._میثم _.-*¯) در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 10:13 قبل از ظهر | لینک ثابت |
یکبار خواب دیدن تو به تمام عمر میارزد پس نگو نگو که رویای دور از دست رس خوش نیست قبول ندارم اگر چه به ظاهر جسم خسته است ولی دل دریایی است تابو توانش بیش از اینهاست دوستت دارم وتاوان آن هرچه باشد ...باشد دوست خواهم داشت بیشتر از دیروز باکی ندارم از هیچکس وهرکس که تورا دارم عزیزم ساده بگوییم نگاه زادهء علاقست اگر دو چشم روشن عشق به تو نگاه کند: دیگر تو ازان خود نیستی زمان میگذرد – زمانه نیز هم – کودک می شوی جوان هستی و جوانی نمیکنی میگذری پیر میشوی می مانی باز هم مثل همیشه در پی گم شده ای هستی که با تو هست نیست باز در پی آ ن علاقهء پنهان آن نگاهه همیشه تازه هستی باز آن دو چشم روشن عشق را در غبار بی امان زمان جستجو میکنی غافل از آن که او دیگر تکه ای از تو شده سایه ای خوش بر دل تو گوشه گوشه این دل خراب سرشار از عطر نگاه توست ای عزیز دل یادم باشد حرفی نزم که به کسی بر بخورد نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد راهی نروم که بی راه باشد خطی ننویسم که آزار دهد کسی را یادم باشد که روز وروزگار خوش است همه چیز روبراه و بر وقف مراد است و خوب تنها...تنها...تنها دل ما نیست.... ..آره (متعسفانه من تمام کارایی که گفتم و کردم و متعسفم) * * * گریه کردم ...گریه کردم... اما دردمو نگفتم تکیه دادام به غرورم تا دیگه از پا نیفتم چه ترانه بی اثر بود مثل مشت زدن به دیوار اولین فصل شکستن آخرین خدانگهدار من به قله میرسیدم اگه هم ترانه بودی صدتا سد و میشکستم اگه تو بهانه بودی اگه غم ترانه بودی اگه تو بهانه بودی گریه کردم ...گریه کردم... اما دردمو نگفتم با تو فانوس ترانه یه چراغ شعله ور بود لحظه ها چه عاشقانه قاصدک چه خوش خبربود کوچه ها بدونه بنبست آسمون پر از ستاره شبا گلخونه خورشید واژه ها شعر دوباره واژه ها شعر دوباره دست تکون دادن آخر توی اون کوچهء خلوت بغض بی وقفهءآواز گریه های بی نهایت گریه کردم ...گریه کردم... اما دردمو نگفتم گریه کردم ...گریه کردم...
نوشته شده توسط (¯*-._میثم _.-*¯) در پنجشنبه ششم دی 1386 ساعت 7:29 بعد از ظهر | لینک ثابت |
تقدیم به تمام کسانیکه تیزی خنجر حرف هاشان از بلندی میلهای زندان نیز عذاب اورتر شد توی دنیا تک و تنها وقتی دارم از تو کوچها میرم حتی سایه یم جهنمه این منم که پشت سر اون سرد و رو سیاه میرم با پای خسته پای پیاده ساعت دوازده شب توی کوچه های تاریک اونجا که خاطره دارم شبم این جور میگذره ادم توی خیابون می دونه اونی که امشب ساعت دوازده شب داره از اینجا میره در به دره در به دره در به دره * * * جدیدا وقتی دارم از نوی کوچه ها میرم هر کجا بشه دوتا ادم بی خبر رو دید میشه از زبون اون دقیقه ی رد شدو دو سه تا کنایه و تهمت و افترا شنید یکی میگه دختر بازه یکی میگه مسته نگاهش یکی میگه طفلکی انگاری معتاد شده ها هر کی هر چیزی که می خواد پشت سرم داره میگه میگه که پیشش نرید واگیر داره بخت سیاش اره اره اون یه زندونی پسته و دیگه ارزش فکر کردن رو هم حتی نداره اره اره نرید پیشش یهو بخت کجش بخت سیاش می بینی چه واگیری داره اره اره اون یه زندونی پسته و دیگه ارزش فکر کردن رو هم حتی نداره اره اره نرید پیشش یهو بخت کجش بخت سیاش می بینی چه واگیری داره اره اره اون دیگه از هیچ کدومتون هیچی نمی خواد اره اره اون دیگه پیش هیچ کدومتون نمی یاد یکی دونا سه تا چهارتا پنج روز شیش روز هفت روز هشت روز نه روز ده روز یازده دوازده سیزده چهارده پونزده شونزده هیفده هیجده... نه نه نه روزام حروم شد همه این روزام حروم شد کلی گریه کردم همه گریه هام تموم شد ناموسم و کشتند جلوی صدام و بستند غیرتم چی میشه چرا بالم و شکستند اون همه دربه دری هام بگو اخرش چی میشه اونی که قسمت من بود داره قسمت کی میشه اون همه دربه دری هام بگو اخرش چی میشه اونی که قسمت من بود داره قسمت کی میشه چرا بالم و شکستین جلوی صدام و بستید به تمتشا گری این بخت تیره ام نشستید ادما بستمه دیگه بخدا طاقت ندارم گریه هام و هم که دیدین بزارین تنها ببارم گریه هام و هم که دیدین بزارین تنها ببارم اره اره اون یه زندونی پسته و دیگه ارزش فکر کردن رو هم حتی نداره اره اره نرید پیشش یهو بخت کجش بخت سیاش می بینی چه واگیری داره اره اره اون دیگه پیش هیچ کدومتون نمی یاد نمی یاد
--------------------------------------------------------------------------------------------------------- ****************************************************************************************************************************************************************
نوشته شده توسط (¯*-._میثم _.-*¯) در چهارشنبه پنجم دی 1386 ساعت 12:34 بعد از ظهر | لینک ثابت |
I don't mind where you come from
I don't care no I wouldn't dare I don't mind... Go ahead tell me you'll leave again Hours slide and days go by And I have the skill, yeah I have the will I don't mind... Go ahead tell me you'll leave again Wrong or right In my life Go ahead say it you're leaving کاش میشد تا کنی باور مرا
نوشته شده توسط (¯*-._میثم _.-*¯) در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386 ساعت 11:51 قبل از ظهر | لینک ثابت |
اون که یه روزی تنها کسم بود تنها پناهه دل بی کسم بود تنهام گذاشت و رفت از کنارم از درد دوریش من بی قرارم خیال میکردم پیشم می مونه ترانه ی عشق واسم میخونه خیال میکردم یه هم زبونه نمی دونستم نا مهربونه با این که رفته اما هنوزم از داغ عشقش دارم میسوزم فکروخیالش همش باهامه هرجا که میرم جلو چشامه جلو چشامه
دلم میخواد تا دووم بیارم رو درد دوریش مرهم بزارم اما نمیشه راهی ندارم نمیتونم من طاقت بیارم اون که یه روزی تنها کسم بود تنها پناهه دل بی کسم بود تنهام گذاشت و رفت از کنارم از درد دوریش من بی قرارم خیال میکردم پیشم می مونه ترانه ی عشق واسم میخونه خیال میکردم یه هم زبونه نمی دونستم نا مهربونه
نوشته شده توسط (¯*-._میثم _.-*¯) در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386 ساعت 2:0 قبل از ظهر | لینک ثابت |
نوشته شده توسط (¯*-._میثم _.-*¯) در چهارشنبه چهارم مهر 1386 ساعت 3:0 بعد از ظهر | لینک ثابت |
نوشته شده توسط (¯*-._میثم _.-*¯) در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386 ساعت 5:26 بعد از ظهر | لینک ثابت |
Naghu be man bemun Na khaheshi nakon Naghu be man bemun Na khaheshi nakon To ro ghasam bezar beram Dighe navazeshi nakon Ba do ta cheshme por gonah Az delam khaheshi nakon Az sare rah boro kenar Ashke cheshamo dar nayar Faghat migam ino bedun Nagu be man dige bemun Nagu be man dige bemun Vase dele shekaste namunde dige rahi Vase in ghalbe khaste namunde sar panahi Na ashiun na khune Ah Na in dele divune Vase mundan nadaram Sare suzan bahune To ro ghasam bezar beram Hala ke khoshko parparm Aghar che ghargh hasratam Hamine rahe akharam Az sare rah boro kenar Ashke cheshamo dar nayar Faghat migam ino bedun Nagu be man dige bemun Nagu be man dige bemun (Naghu be man bemun , Na khaheshi nakon , Ba do ta cheshme por gonah , Dighe navazeshi nakon Naghu be man bemun , gozashte ab az saram , Na khaheshi nakon , dar in vedae akharam Nagu be man bemun ) omre eshghe mano to dige tamume zendegim pish to rast rasti harume delkhoshim pish to , to begu kodume zendeghi harume , delkhoshi kodume oun che rikhte shod pishe to abrume dori az to ho eshghe to arezume jadeye siahe ghose ruberume delkhoshi kodume , zendeghi harume Naghu be man bemun Na khaheshi nakon Naghu be man bemun Na khaheshi nakon To ro ghasam bezar beram Dighe navazeshi nakon Ba do ta cheshme por gonah Az delam khaheshi nakon Az sare rah ham boro kenar Ashke cheshamo dar nayar Faghat migam ino bedun Nagu be man dige bemun Nagu be man dige bemun
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- مشکی
ey sepid akhare dasht Akhe yaram range muhash meshkie kalaghi bud
نوشته شده توسط (¯*-._میثم _.-*¯) در یکشنبه چهارم شهریور 1386 ساعت 7:40 قبل از ظهر | لینک ثابت |
|
درباره وبلاگ
![]() فهرست اصلی
نویسندگان
پیوندها
امکانات
| ||||